معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
در تئاتر دینی، پرداختن به مفاهیمی همچون ایمان، توکل، شهادت، گناه و رستگاری زمانی می تواند تأثیرگذار باشد که از سطح بیان مستقیم و شعار فاصله گرفته و در موقعیت، رفتار و انتخاب شخصیت ها نمود پیدا کند. نمایش دینی هنگامی می تواند با مخاطب ارتباطی عمیق برقرار کند که در کنار وفاداری به باورها، از ظرفیت های دراماتیک برای طرح پرسش های انسانی بهره بگیرد و جهان بینی خود را در تار و پود اثر جاری سازد.
در تئاتر دینی، پرداختن به مفاهیمی همچون ایمان، توکل، شهادت، گناه و رستگاری زمانی می تواند تأثیرگذار باشد که از سطح بیان مستقیم و شعار فاصله گرفته و در موقعیت، رفتار و انتخاب شخصیت ها نمود پیدا کند. نمایش دینی هنگامی می تواند با مخاطب ارتباطی عمیق برقرار کند که در کنار وفاداری به باورها، از ظرفیت های دراماتیک برای طرح پرسش های انسانی بهره بگیرد و جهان بینی خود را در تار و پود اثر جاری سازد.
بهره گیری از میراث نمایشی و آیینی ایران، به ویژه تعزیه، می تواند زمینه ای ارزشمند برای شکل گیری تجربه های تازه در تئاتر دینی معاصر فراهم کند. شناخت منطق درونی این سنت ها، توجه به فرم های اجرایی و پیوند دادن آنها با مسائل انسان امروز، می تواند راهی برای عبور از بازسازی صرف ظواهر گذشته و رسیدن به آثاری زنده، خلاق و متناسب با نیازهای مخاطب امروز باشد.
در این میان، پرهیز از شعارزدگی، شخصیت پردازی کلیشه ای و غلبه پیام بر درام، در کنار توجه به پژوهش، تجربه های نو و دغدغه های نسل جدید، از ضرورت های مهم این عرصه به شمار می رود. ایکنا پیرامون این موضوع با مجتبی ترکمان، کارگردان نمایش دینی «قاف گمشده» گفت وگویی انجام داده که در ادامه با آن همراه می شویم.
ایکنا - از منظر نظری، چه مؤلفه هایی یک نمایشنامه یا اثر نمایشی را «دینی» می کند و آیا صرف پرداختن به شخصیت ها یا رویدادهای مذهبی می تواند برای اطلاق عنوان دینی به یک اثر کافی باشد؟
صرف حضور یک شخصیت مذهبی یا روایت یک واقعه دینی، به تنهایی نمی تواند اثری را دینی کند. ممکن است نمایشی درباره یک شخصیت دینی ساخته شود، اما در لایه های عمیق تر، هیچ مواجهه ای با جهان بینی، اخلاق و پرسش های بنیادین دین نداشته باشد. آنچه یک اثر را واقعاً دینی می کند، نوع نگاه آن به انسان، جهان، انتخاب، مسئولیت، خیر و شر، مرگ و معنای زندگی است. بنابراین موضوع اثر تنها یکی از عناصر تعیین کننده به شمار می رود و نمی توان براساس ظاهر روایت درباره ماهیت آن قضاوت کرد. البته این مسئله به آن معنا نیست که همه اجزای نمایش باید به صورت مستقیم رنگ و نشانه دینی داشته باشند. گاهی یک اثر با روایت انسانی ترین موقعیت ها، مانند انتخاب میان منفعت شخصی و حقیقت، می تواند عمیقا دینی باشد؛ حتی اگر هیچ شخصیت یا نماد مذهبی مستقیمی در آن دیده نشود. در چنین آثاری جهان بینی اهمیت ویژه ای دارد، اما این نگاه باید در ساختار و روح اثر جریان داشته باشد، نه اینکه به شکل شعار بر آن تحمیل شود.
ایکنا - تئاتر دینی چگونه می تواند میان تعهد به باورهای دینی و الزامات درام و اصول هنر نمایشی تعادل ایجاد کند و مانع غلبه پیام بر ساختار هنری اثر شود؟
هنر زمانی اثرگذار است که پیش از هر چیز، خودش را به عنوان هنر جدی بگیرد. اگر از ابتدا تصمیم بگیریم تنها «پیام» مشخصی را منتقل کنیم، ممکن است درام قربانی همان پیام شود. در مقابل، اگر حقیقتی را که به آن باور داریم در دل یک موقعیت انسانی و نمایشی قرار دهیم، مخاطب فرصت پیدا می کند خودش به کشف و دریافت برسد. این شیوه باعث می شود باور دینی از حالت خطابه خارج شده و در تجربه شخصیت ها معنا پیدا کند.
تعهد دینی نباید به حذف تعارض، تردید، بحران و پیچیدگی منجر شود. بسیاری از مفاهیم دینی دقیقاً در دشوارترین انتخاب های انسانی آشکار می شوند. ایمان زمانی معنا پیدا می کند که امکان تردید وجود داشته باشد و ایستادگی زمانی دیده می شود که فشار و خطر در برابر شخصیت قرار گرفته باشد. اگر ملاحظات اعتقادی باعث شوند همه شخصیت ها سفید و سیاه، اتفاق ها قابل پیش بینی و پرسش ها از پیش پاسخ داده شده باشند، ظرفیت دراماتیک کاهش پیدا می کند. اثر دینی می تواند پرسش ایجاد کند و در عین حال هویت اعتقادی خود را حفظ کند.
ایکنا - تفاوت میان تئاتر دینی، تئاتر درباره دین و تئاتر آیینی چیست و هر یک از این سه عنوان بر چه ویژگی هایی در ساختار و محتوای اثر دلالت دارند؟
این سه مفهوم به یکدیگر نزدیک اند، اما نمی توان آنها را یکسان دانست. «تئاتر درباره دین» الزاما به موضوعات، شخصیت ها، تاریخ یا مسائل دینی می پردازد و در اینجا دین می تواند موضوع اثر باشد، بدون اینکه تمام جهان بینی و ساختار آن را شکل دهد. «تئاتر دینی» دامنه گسترده تری دارد؛ در این نوع آثار، دین فقط موضوع نیست، بلکه می تواند در نگاه نمایش به انسان و جهان، اخلاق، مسئولیت، انتخاب و معنای هستی حضور داشته باشد.
در مقابل، «تئاتر آیینی» بیشتر با ریشه ها، مناسک، سنت های اجرایی و حافظه جمعی یک جامعه ارتباط دارد. تعزیه نمونه مهمی از این سنت در فرهنگ ماست، اما هر تئاتر آیینی لزوما دینی نیست و هر اثر دینی نیز الزاماً آیینی محسوب نمی شود. این تمایز در فرآیند تولید اهمیت دارد؛ زیرا در تئاتر آیینی، فرم، موسیقی، حرکت، ارتباط با تماشاگر و شیوه اجرا می تواند از سنت و مناسک تأثیر گیرد، در حالی که تئاتر دینی قادر است از فرم های معاصر و مدرن برای بیان جهان بینی خود بهره ببرد.
ایکنا - چگونه می توان مفاهیمی مانند ایمان، توکل، شهادت، گناه و رستگاری را از سطح مفاهیم انتزاعی خارج کرد و به کنش دراماتیک و تجربه ای ملموس برای تماشاگر تبدیل کرد؟
مهم ترین اصل این است که شخصیت درباره یک مفهوم صحبت نکند، بلکه در موقعیتی قرار گیرد که مجبور شود آن را زندگی کند. برای مثال، توکل نباید با چند جمله درباره اعتماد به خدا توضیح داده شود؛ بهتر است شخصیتی را ببینیم که در لحظه ای بحرانی، میان ترس و انتخاب قرار گرفته و تصمیم او معنای توکل را آشکار می کند. شهادت زمانی دراماتیک می شود که مخاطب بهای انتخاب شخصیت را ببیند و گناه نیز زمانی تأثیرگذار است که در رفتار، پنهان کاری، عذاب وجدان یا فروپاشی روابط نمود پیدا کند.
درام اساساً هنر انتخاب است و مفاهیم دینی نیز زمانی وارد قلمرو نمایش می شوند که به انتخاب تبدیل شوند. وقتی شخصیت میان دو راه قرار می گیرد و برای تصمیم خود هزینه می پردازد، یک مفهوم انتزاعی به تجربه ای انسانی تبدیل می شود. در چنین شرایطی، مخاطب به جای شنیدن توضیح درباره یک باور، پیامد آن را در رفتار و سرنوشت شخصیت مشاهده می کند و همین امر تأثیر عاطفی و نمایشی بیشتری به اثر می دهد.
ایکنا - شخصیت های مقدس یا تاریخی در نمایشنامه های دینی چگونه باید شخصیت پردازی شوند تا ضمن حفظ حرمت و جایگاه آنان، از تبدیل شدنشان به چهره هایی ایستا و فاقد ظرفیت نمایشی جلوگیری شود؟
این مسئله یکی از حساس ترین بخش های نمایشنامه نویسی دینی است. حفظ حرمت به معنای تهی کردن شخصیت از انسانیت و تبدیل او به یک تندیس نیست. شخصیتی که هیچ موقعیت، انتخاب، رابطه و تاثیر دراماتیکی ندارد، هرچقدر هم مقدس باشد، روی صحنه زنده نمی شود. در عین حال، درباره چهره های مقدس باید مرزهای اعتقادی و فرهنگی جامعه را شناخت و به آنها احترام گذاشت تا پرداخت نمایشی به تحریف یا بی حرمتی منجر نشود.
می توان به جای ساختن جزئیات خیالی یا نادرست، عظمت چنین شخصیت هایی را از طریق انتخاب ها، تأثیری که بر دیگران می گذارند، واکنش اطرافیان و پیامدهای حضورشان نشان داد. گاهی حتی لازم نیست همه چیز مستقیماً روی صحنه دیده شود و غیاب یک شخصیت مقدس می تواند حضوری بسیار قدرتمند در ساختار نمایش ایجاد کند. راه اصلی ایجاد تعادل میان «حرمت» و «دراماتیک بودن» است؛ بدون تقدس زدایی و در عین حال بدون تبدیل شخصیت به تصویری دور از دسترس و فاقد زندگی نمایشی.
ایکنا - آیا استفاده از نماد، استعاره و زبان غیرمستقیم می تواند در انتقال مفاهیم دینی تأثیر بیشتری داشته باشد و چه زمانی نمادپردازی به جای کمک به اثر، مخاطب را از فضای نمایش دور می کند؟
در بسیاری از موارد، بله. مخاطب هنگامی که چیزی را خودش کشف می کند، ارتباط عمیق تری با آن برقرار خواهد کرد. نماد و استعاره می توانند مفاهیم پیچیده را از سطح خطابه خارج کرده و وارد تجربه حسی و عاطفی تماشاگر کنند. در کار با موضوعات آیینی و دینی، به نظرم بهتر است تا حد امکان اجازه دهیم تصویر، موقعیت و کنش، بخشی از حرف اثر را بیان کنند و همه چیز به زبان مستقیم و توضیحی ارائه نشود.
نمادپردازی اگر بی دلیل و بیش از اندازه پیچیده باشد، می تواند نتیجه معکوس داشته باشد و مخاطب را از نمایش دور کند. نماد زمانی موثر است که از جهان خود اثر بیرون آمده باشد، نه اینکه صرفا برای عمیق به نظر رسیدن به آن افزوده شود. تئاتر بیش از آنکه هنر توضیح دادن باشد، هنر نشان دادن و تجربه ساختن است و زمانی که این اصل رعایت شود، زبان غیرمستقیم می تواند لایه های بیشتری از معنا را در اختیار تماشاگر قرار دهد.
ایکنا - تئاتر دینی برای برقراری ارتباط با نسل جدید باید چه نسبتی با پرسش ها، دغدغه ها و تجربه های انسان امروز برقرار کند و چگونه می توان از شعارزدگی در این مسیر فاصله گرفت؟
نسل جدید با پرسش ها، اضطراب ها و تجربه های متفاوتی روبه روست و اگر تئاتر دینی این واقعیت را نبیند، طبیعی است که ارتباطش با مخاطب کاهش پیدا کند. با این حال، راه ارتباط، ساده سازی مفاهیم دینی یا تغییر آنها برای جلب تماشاگر نیست. باید دید مفاهیمی مانند ایمان، عدالت، امید، تنهایی، مرگ، حقیقت و مسئولیت، امروز در زندگی یک جوان چگونه خودشان را نشان می دهند و چه چالش هایی را پیش روی او قرار می دهند.
اگر این مفاهیم را به مسائل واقعی انسان معاصر پیوند بزنیم، مخاطب می تواند خودش را در اثر پیدا کند. تماشاگر امروز بیش از هر چیز از شعار فاصله می گیرد، اما از صداقت فرار نمی کند. اگر یک اثر صادقانه باشد و مسئله ای واقعی را مطرح کند، حتی مفاهیم عمیق و جدی نیز می توانند با نسل جدید ارتباط برقرار کنند. مسئله اصلی یافتن زبان مناسب برای بیان حقیقت است، نه کاستن از عمق آن.
ایکنا - فرم های سنتی و آیینی ایرانی، به ویژه تعزیه، چه نقشی می توانند در شکل گیری تئاتر دینی معاصر داشته باشند و بهره گیری از این میراث چگونه می تواند از بازسازی صرف ظواهر گذشته فراتر رود؟
تعزیه برای ما تنها یک میراث تاریخی نیست، بلکه گنجینه ای بزرگ از امکانات نمایشی است. در این سنت با شیوه ای خاص از روایت، موسیقی، نشانه گذاری، ارتباط مستقیم با مخاطب، زمان و مکان نمایشی و فاصله گذاری روبه رو هستیم که همچنان ظرفیت های فراوانی برای مطالعه و استفاده دارد. بنابراین شناخت این عناصر می تواند به هنرمند معاصر کمک کند تا نسبت تازه ای میان میراث ایرانی و زبان امروز برقرار سازد. با این حال، استفاده از تعزیه به معنای بازسازی ظاهری آن نیست. اگر فقط لباس، موسیقی یا شکل اجرایی گذشته را تکرار کنیم، ممکن است نتیجه به یک بازنمایی موزه ای تبدیل شود. مسئله مهم تر، شناخت منطق درونی این فرم ها و بررسی امکان گفت وگوی آنها با مسائل و زبان اجرایی امروز است. تئاتر معاصر می تواند از سنت تغذیه کند، بدون آنکه در گذشته متوقف شود؛ زیرا سنت زمانی زنده می ماند که بتواند در زمان حال دوباره خلق و معنا شود.
ایکنا - مهم ترین آسیب هایی که در نمایشنامه ها و اجراهای دینی امروز مشاهده می شود چیست و چه عواملی موجب شده اند بخشی از این آثار از ظرفیت واقعی درام فاصله گیرند؟
وقتی نویسنده یا کارگردان از همان ابتدا نتیجه را به مخاطب اعلام می کند و شخصیت ها فقط مامور بیان یک پیام می شوند، اثر فرصت تنفس و شکل گیری طبیعی تعارض را از دست می دهد. شعارزدگی، شخصیت پردازی کلیشه ای و تقسیم ساده آدم ها به خوب مطلق و بد مطلق نیز از پیامدهای همین نگاه است. انسان واقعی پیچیده است و حتی شخصیت منفی باید منطق، انگیزه و جهان خودش را داشته باشد.
یکی دیگر از آسیب های جدی، فاصله گرفتن از انسان معاصر است. گاهی تصور می کنیم چون موضوع اثر تاریخی یا دینی است، دیگر نیازی به شناخت دغدغه های امروز نداریم؛ در حالی که اگر مخاطب نتواند میان تجربه شخصی خود و آنچه روی صحنه می بیند پلی ایجاد کند، نمایش به روایتی صرفا مناسبتی تبدیل خواهد شد. اثر دینی زمانی می تواند ماندگار شود که در کنار وفاداری به موضوع، انسان را با تمام پیچیدگی ها و تناقض هایش ببیند.
ایکنا - آینده تئاتر دینی را از منظر هنری و پژوهشی چگونه ارزیابی می کنید و برای پویایی این حوزه چه مسیرهایی در نمایشنامه نویسی، تربیت هنرمند و ارتباط با مخاطب باید مورد توجه قرار گیرد؟
آینده تئاتر دینی زمانی جدی تر و پویاتر خواهد شد که از تکرار فاصله گیرد و به سمت پژوهش و تجربه حرکت کند. در حوزه نمایشنامه نویسی، به متن هایی نیاز داریم که علاوه بر شناخت منابع دینی و تاریخی، اصول درام را نیز به خوبی بشناسند. صرف داشتن یک موضوع ارزشمند، نمایشنامه ارزشمند تولید نمی کند و باید روی آموزش نمایشنامه نویسی، تحلیل درام و تبدیل مفاهیم به موقعیت نمایشی بیشتر کار شود.
در حوزه تربیت هنرمند نیز پژوهش میان رشته ای اهمیت فراوانی دارد. گفت وگوی میان تئاتر، دین پژوهی، تاریخ، جامعه شناسی، فلسفه و روان شناسی می تواند نگاه هنرمند را عمیق تر کند. از سوی دیگر، شناخت مخاطب امروز ضروری است؛ نه برای اینکه هنر را مطابق سلیقه روز سطحی کنیم، بلکه برای یافتن زبان ارتباط با انسان معاصر. آینده این حوزه را در بازگشت صرف به گذشته نمی بینم، بلکه در گفت وگوی آگاهانه میان سنت، پژوهش، فرم های نو و مسائل انسان امروز می دانم. اگر این چهار حوزه به یکدیگر نزدیک شوند، تئاتر دینی می تواند هم به ریشه های خود وفادار بماند و هم به هنری زنده، پرسشگر و اثرگذار تبدیل شود.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}